X
تبلیغات
رایتل
از بندگی تا زندگی
هیأت محبین اهل بیت شهر ششتمد
نویسنده : محمد رضا غریبی

بحر طویل حضرت علی(ع(

آن امامی که پیمبر پی فرموده دوار به غدیرخمش اندر نظر خلق سراسر به خلافت بستوده زسماء روح الامین سوی زمین آمد و از رب ودود آیه اکملت و لکم دینکم آورد فرود و به ولایت شه امی به جلال و حسب شأن یدالله  بیافزود به حضار سوی بیعت او امر بفرمود به ترحیب به ترجیب علی شد سرو پای همه خلق جهان نعره بخ بخ به فلک رفت ازآن فظ غلیضی که چو وی پا ننهاده سوی اقلیم وجود عاقبت کار پس از سید لولاک پی غصب خلافت به در خانه اش افروخت زکین آتش و در گردن او بست طناب و اسد الله از این مرحله دلگیر و چو شیری که شود بسته به زنجیر کشیدند وصی نبی و بن عم داماد گرامش همه روبَه صفتان یک دل و یک زور از آنجا سوی مسجد وآن حجت خلاق مبین  را چو نبد یار و معین زجفا خانه نشین دین خدا گشت به بازیچه و دستی که در خیبر از او کنده شد از جا به رسن بسته و پیوسته کشیدی  اسدالله از این غصه زدل آه و ز افسردگی کید و نفاق حیل امت پیغمبر خاتم به فلک رفت از آن سینه بی کینه پر داغِ علی ناله جانکاه و چه شد وقت کزین دیر محن بال زندطایر روحش به جنان کرد به محراب دعا نسل زنا ملجم بی دین مرادی زدم تیغ سرانور او را چو قمر شق و شد از ماتم او خانه دین منهدم و زلزله افتاد به هفت ارض مطبق زفلک روح الامین ناله و فریاد بر آورد و دل ملک وملک را همه خون کرد و در افکند به معموره هستی زعزایش ابد الدهر چو نی ناله و پوشید به بالای حسین و حسن از مرگ پدر کسوت ماتم به سر زینب  خونین جگر از داغ فلک ریخت زغربال اجل خاک عزا را.


آخرین مطالب
 
 
دریافت حدیث

 
وبلاگ در حال بروزرسانی