X
تبلیغات
رایتل
از بندگی تا زندگی
هیأت محبین اهل بیت شهر ششتمد
نویسنده : محمد رضا غریبی

پیش خوانی

پیش خوانی سپه سالار

این پیش خوانی در آواز دشتی از متعلقات دستگاه شور خوانده

می شود. تمام ابیات در پردة درآمد دشتی بوده و هیچ فراز و فرودی

می باشد که از تعزیه نویس ها « میرعزا » ندارد. این پیش نوحه منسوب به

و تعزیه گردا نهای قدیم بوده است.

سپه سالار شه تشنه لبان، عمو جان عمو جان

از عطش مرغ دلم گشته طپان، عمو جان عمو جان

ای علمدار حسین، عمو جان، عمو جان

ای سپه دار حسین، عمو جان عموجان

رنگم از سوز عطش بین شده زرد، عمو جان عموجان

هیچکس رحمی به طفلیم نکرد، عمو جان عمو جان

یا سئوالی یا جواب، عمو جان عمو جان

یا که یک جرعة آب، عمو جان عمو جان

کن زِ یاری بر این قوم شتاب، عمو جان عمو جان

گر فروشند بخر جرعة آب، عمو جان عمو جان

ای علمدار حسین، عمو، عمو

ای سپه دار حسین، عمو، عمو

زِ وفا بخدا ،« میر عزا » گریه کن بهر حسین

تا شفاعت کندت روز جزا، زِ وفا بخدا

شیعه کن شیون و شین، امان امان

در غریبی حسین، امان، امان

عباس عمو جان پیش خوانی

این پیش خوانی در دستگاه ماهور اجرا می شود. شروع آن از گوشة

دستگاه ماهور « گشایش » بوده و در بعضی از ابیات در گوشة « خاوران »

همخوانی می شوند.

عباس عمو جان، مرو به میدان، مرو به میدان عمو

از هجر رویت، مرا مرنجان، مرا مرنجان، عمو

عمو عمو عموجان، یکدم مرو به میدان

وای علی اصغر عطشان، وای به روی خاک و غلطان

عمو تو بیا ز وفا، نظری بنما بر این شکسته بالان ( 2

عمو زِ رهِ احسان، عمو ز ره احسان، یکدم بکنی ثوابی

از بهر تشنه کامان، از بهر تشنه کامان، آور تو مشک آبی

در این بیابان، ز تشنه کامی، زناتوانی عمو

افتادم از پا، چنانچه دانی، چنانچه دانی عمو

عمو عمو عمو جان، یکدم مرو به میدان

وای علی اصغر عطشان، وای به روی خاک و غلطان

عمو زِ رهِ احسان، عمو ز رهِ احسان، یکدم بکنی ثوابی

از بهر تشنه کامان، از بهر تشنه کامان، آور تو مشک آبی

عباس علمدارم  پیش خوانی

این پیش خوانی که زبان حال حضرت زینب(س) است، شبیه آن

حضرت را می خواند. درحالی که اولیاخوان ها در یک صف و در جلو آنها

شبیه ابوالفضل(ع) علم بر دست صحنه را دور می زنند، بیت اول آن را

تکرار کرده و همخوانی می کنند:

عباس علمدارم، نور بصر زینب

ترسم که شود نیلی، معجر به سر زینب

تا سایة تو بودی، من پرده نشین بودم

بعد از تو به غارت رفت، معجر ز سر زینب

بین یکه و تنها شد، اولاد رسول امروز

رحمی بنما جانا، بر چشم تر زینب

آبی برسان امروز، بر لعل لب طفلان

بر تشنگی ایشان، سوزد جگر زینب



آخرین مطالب
 
 
دریافت حدیث

 
وبلاگ در حال بروزرسانی