هیأت محبین اهل بیت شهر ششتمد
نویسنده : محمد رضا غریبی

روضه فرزندان حضرت زینب(س)

زودتر
گفت بابا در مدینه ، کربلا
زودتر از هر کسی پرپر شوید

ظهور
پر گشائید ای کبوترها ظهور زینب است
خوب تر پر پر زدن اوج غرورِ زینب است

جنگ
لعنت حق بر دلان همچو سنگ
دشمنان بی حیا و پر ز ننگ
کربلا با اینکه بابامان نبود
مادر ما همچو بابا کرد جنگ

کام
ما که به پای شاه عطشان جان بدادیم
چون سرو از تیغ عدو هر دو فتادیم
بابای ما عبدالله بن جعفرِ عشق
ما شیر از زینب به کام خود نهادیم
هدیه
دو تا گل شقایق برا حسین می آرم
برای هدیه کردن پیشِ پاهات می زارم
هم عون و هم محمد غنچه های بهارند
ببین برای رفتن مثلِ بارون می ربارند
تو قطره اشک چشما هزار تا رمز و رازه
به زیر لب چی می گن دایی بده اجازه
خدا بدون براشون چه غصه ها کشیدم
خودم به دور هر دو شال و زره پیچیدم
حسین من قبول کن زینب مگه چی داره
هر چی که داشته باشه به پای تو می ذاره
می دونم از غریبی خون شده این دلِ تو
نداره هدیه های زینبی قابلِ تو
نذر نگاهِ خسته ات هر دو تا غنچه هایم
قربون بی کسیت شم هم من و بچه هایم

قربانی
نوجوانانم
مستِ شهادت
از تو یک رخصت
یک عنایت
سالارِ زینب (2(بهرِ‌ قربانی
دو لاله دارم
بر سرِ راهت
گل بکارم
سالارِ زینب (2(هستی غمخوارم
یار و دلدارم
پاینده باشی
ای بهارم
سالارِ زینب (2(از وجودِ تو
من هر چه دارم
عمرم فدایت
دار و ندارم


آخرین مطالب
 
 
دریافت حدیث

 
وبلاگ در حال بروزرسانی